نقش فرانس بواس در گسترش مردم شناسی موسیقی در آمریکا

با شكل گیری پژوهش های مردم شناسی بر فرهنگ اقوام و ملت ها در اواخر قرن نوزدهم، كه رفته رفته جنبه های سیستماتیك و دقیق تری به خود می گرفت، پدیده موسیقی هم به عنوان یكی از مظاهر فرهنگی مورد توجه مردم شناسان قرار گرفت. مطالعات مردم شناسان بر پدیده موسیقی نیاز به آموزش موسیقی شناسانه دارد، كه بسیاری از مردم شناسان، هم در اوایل پیدایش مردم شناسی و هم در حال حاضر، بهره چندانی از این فن نبرده اند. موسیقی بخشی از ذهنیت فرهنگی هر قوم و ملتی را در خود دارد، از این جهت مطالعه موسیقی، نه تنها آگاهی و شناخت فرهنگ شناسانه ما را از ذهنیت یك قوم یا یك ملت بلكه آگاهی ما را از تاریخ و گذشته مردمان روشن تر می سازد. در میان مردم شناسان قرن نوزدهم، فرانس بواس از جمله معدود كسانی است كه مطالعه موسیقی را به عنوان یكی از وظیفه های عمده مردم شناسی تلقی می كرد و خود در این مورد نیز پژوهش هایی انجام داده كه در جای خود می بایست مورد توجه قرار بگیرند. با این كه مطالعات وی از نظر حجم پژوهش چندان در خور توجه نیست اما به علت اهمیت نگاه وی و به خاطر توجه او به پدیده موسیقی، به عنوان یكی از پدیده های فرهنگی، جا دارد در اینجا به دو پژوهش موسیقایی وی اشاره هایی داشته باشیم.

پیش از آنكه نگاهی به دو كار موسیقی شناسانه بواس بیندازیم، لاز م می دانم، به زمینه های فراگیری موسیقی شناسی بواس كه سال ها پیش از آنكه به آمریكا سفر كند، اشاره كنم. در نیمه دوم قرن نوزدهم در اروپا، جریان موسیقی شناسی و در پی آن در اواخر دهه همان قرن، كار موسیقی شناسی تطبیقی رو به گسترش نهاد. كارل اشتامف (Carl Stumph)، كه در رشته فلسفه و روان شناسی تخصص داشت، به جنبه های تاثیر روانی موسیقی بر انسان پژوهش می كرد (وی بعداً به عنوان یكی از پایه گذاران موسیقی شناسی تطبیقی شناخته شد). آشنایی فرانس بواس با كارل اشتامف، موجب شد تا وی آموزش های اولیه آوانگاری و اهمیت مطالعه موسیقی را بیاموزد. از همین جاست كه بواس بعداً به شاگردان خود ( مانند ملویل هرسكوویتس و جرج هرزاگ) توصیه می كند كه موضوعات موسیقی شناسی را در كار مردم شناسی به كار بگیرد. بواس خود می دانست كه بسیاری از رسومات و ساخته های فرهنگی بومیان در قاره آمریكا دیر یا زود بر اثر هجوم فرهنگ اروپایی – آمریكایی محو و ناپدید خواهند شد. از این جهت او ، و بسیاری از شاگردان وی، كوشش می كردند تا حتی المقدور به ثبت و ضبط زبان ها و رسومات و هنرها و از جمله موسیقی اقدام كنند. هرندن در این مورد می گوید : “شاید مهمتر از همه کسانی که به مطالعه موسیقی پرداختند، بواس، مردم شناس شهیر و تاثیر او بر شاگردانش بود. هرچند که خود بواس به مطالعه موسیقی علاقه چندانی نداشت اما به ضرورت مطالعه تمام شاخه های هنر آن هم در محتوای فرهنگی شان تاکید می کرد و بر ظرافت و باریک بینی و دقت فراوان در متدولوژی پافشاری زیاد به کار می برد. وی همچنین اصرار داشت که مستند سازی باید به زبان بومی همان مردمانی که مطالعات میدانی بر فرهنگ آنان انجام می گیرد، صورت پذیرد. توصیفات کامل از داده های فرهنگی می بایست با تعصب تمام مورد توجه باشد و معتقد بود که تا جائی که می توان، اطلاعات و اسناد مربوط به بومیان آمریکا را پیش از اینکه محو و نابود شوند، باید جمع آوری کرد” (1388 ص 65). به نظرم كارهایی كه بعداً چند تن از شاگردان وی در پژوهش بر روی موسیقی بومیان انجام داده اند، نشان توجهات خود بواس باشد[i]. البته وی، پیش از فعالیت در دانشگاه كلمبیا و تشویق دانشجویان به جمع آوری و ثبت و ضبط موسیقی بومیان، به صورت های مختلفی در زمینه كارهای موسیقی شناسی بومیان فعالیت داشت. همكاری های وی با فیلمر (Filmore)، كه یك آهنگساز بود و ملودی های سرخ پوستان را جمع آوری می كرد، درخور توجه است. هرندن در این مورد می گوید : “فیلمر، كه خود یک آهنگساز بود، در آغاز علاقه بسیاری به این داشت تا از ملودی های سرخ پوستان برای قطعات آهنگسازی خود استفاده كند و از همین طریق هم كوشش می كرد تا مواد موسیقی بومیان را برای موسیقی پاپ اروپایی آمریكایی هارمونیزه كند. او در تجزیه و تحلیل قطعات ملودیكی [موسیقی] بومیان کارش را در کنار همکاری هایش با آلیس فلچر (Alice Fletcher) و فرانس بواس انجام داد” (هرندن: 1388، ص 60).

مطالعه موسیقی بومیان، جدا از مطالعه رسومات و آئین و پرستش و فرهنگ بومیان نیست، زیرا در میان بومیان آمریكا پدیده مستقلی به نام موسیقی وجود ندارد. از این جهت موسیقی آنان آمیخته ای از موسیقی و شعر و نیایش و پرستش و شفا بخشی و جشن های تولد و مرگ است0 مارشا هرندن هم این پیوستگی را چنین بیان می كند : “از دیدگاه بومیان آمریكا، موسیقی عموماً یک مقوله پیچیده است. موسیقی در اندیشه جای دارد، اما مقوله ای جهانی نیست. با این حال، در جایگاه متعالی خود به جامعه وابسته است. موسیقی در درجه اول بخشی از مجموعه ی به هم پیوسته است. موسیقی در پاره ای موارد نیاز به اجرای مناسك عبادی، رقص، داستان سرایی، سخن پردازی، جنگ و رزم آوری، شكار و یا دیگر جنبه های زندگی دارد. موسیقی به مثابه پدیده ای است كه به تمام امور زندگی وابسته است. به ویژه موسیقی بومیان آمریكا كه نیازی به توجه بیش از اندازه ندارد، زیرا با الیاف [تار و پود] زندگی گره خورده است” (هرندن: 1388، ص 38).

توجه ویژه ی بوآس به موسیقی در قوم نگاری از اسکیموها و بومیان آمریکا

فرانس بوآس اولین مردم شناسی است که موسیقی بومیان آمریکا را مورد پژوهش قرار داده است. بوآس در مقالۀ[ii] “سفر به سرزمین بافین”[iii] (1883 – 1884)، چند آواز اسکیمو را که از كارهای میدانی اولیه اوست، با نگاهی قوم نگارانه پیرامون فرهنگ و موسیقی اسکیمو، در سال 1886 توصیف كرده است. در این مقاله مقداری آوانگاری آوازهای اسکیموها را همراه با توصیفات قوم نگارانه ارائه داده است. حاصل این پژوهش در سال 1888 تحت عنوان ” اسکیموِ مرکزی”[iv] به چاپ رساند. وی همچنین بیش از صد قطعه موسیقی را آوانگاری کرده بود و از این طریق ساختار ریتمیک آوازهای پیچیده بومیان در حوزه سواحل شمال غربی آمریکا را در مقاله ای با نام “آوازها و رقص های مشخص”[v] در سال 1888 کشف کرد. وی همچنین مطالعه تغییر و تحول فرهنگ و موسیقی قبایلی را که به شهرنشینی روی آورده بودند، در مقاله “آوازهای چینوک”[vi] در سال 1888 بررسی کرد. او نخستین کسی بود که از طریق آوازهای آوانگاری شده به مطالعات تطبیقی موسیقی پرداخت (الینگسون به نقل از حجاریان: 1387، ص 84).

یادآوری کنیم که بواس در سال ١٨٨٦ بواس با کارل اشتامف[vii] در آلمان همکاری های نزدیکی داشته است. تحقیقات بواس در این زمان بر موسیقی و فرهنگ مردمان شمال غرب آمریکا در سال ١٨٨٦ از جانب اشتامف در اولین نشریات موسیقی شناسی تطبیقی منتشرمی شد. این مقاله بعداً (در سال ١٨٨٨) با عنوان “پیرامون آوازها و رقص های معینی از قبیله کواکواکاواکی در کلمبیای بریتانیا” در ژورنال فولکلور آمریکا منتشر شد.

در اینجا لازم می دانم به دو مقاله ای که بواس در آنها مشخصاً به بررسی و تحلیل موسیقی بومیان آمریکا پرداخته اشاراتی کنم. این نوشته ها حاوی آوانگاری هایی هستند که بواس از موسیقی این مردمان انجام داده که آوردن این نتاسیون ها با توجه به موضوع مورد بحث در اینجا ضروری به نظر نمی رسد و تنها به توضیحاتی که بواس در خصوص علت نوشتن این دو مقاله آورده اکتفا می کنیم.

“پیرامون آوازها و رقص های قبیله كواكواكاواكی در كلمبیای بریتانیا”

فرانس بواس در این مقاله، اشعار غنائی و توضیحات مراسم عبادی و نصوص گفتاری و تفاسیر در خور توجهی پیرامون موضوعات اساطیری و اشعار موسیقی را تشریح كرده است که در سال 1888 به چاپ رسید. بیشتر توجه بواس در این نوشته برروی موضوعات اساطیری این مردمان است كه در ابتدای آن هم چند قطعه موسیقی را آوانگاری كرده است. این نوشته حاصل سفر او در سالهای 1886 و 1887 به كانادا بود. او خود در این مورد می گوید: “هدف اصلی من از چنین سفر پژوهشی، مطالعه ایده های مذهبی و آداب مردمان بومی بود و از این جهت قصد جمع آوری تعداد زیادی از آوازهای موسیقائی را نداشتم زیرا كاركردن بر روی چنین موضوعی خود به توجه كاملاً پیگیرانه ای نیاز دارد.”

“موسیقی قبیله بومیان تتون – سو”

مقاله بواس با عنوان “موسیقی قبیله بومیان تتون – سو” حاوی نقدی بر نوشته خانم هلن رابرتز پیرامون موسیقی مردمان تتون است. خانم رابرتز در مقاله خود ایراداتی بر كتاب آوازهای موسیقی مردمان تتون نوشته خانم فرانسس دنسمور[viii] وارد كرده و این مقاله فرانس بواس هم پاسخی است به نقد خانم رابرتز. مقاله بواس در سال 1925 نگاشته شده و حاوی ده قطعه آوانگاری شده می باشد.وی در این مقاله به توصیفات فرم و ریتم و جمله بندی و ساختارهای غنائی می پردازد. وی در تجزیه و تحلیل این نوشته ها وارد جزئیات تطبیقی نشده است. وی می گوید: “مطالعه بر روی فرم، كار چندان ساده ای نیست، زیرا آوانگاری هایی كه از روی صوت فونوگراف نوشته می شوند، از این روی، اكسانت هایی كه در این آوانگاری ها به كار برده شده چندان قابل اعتماد نیستند زیرا اكسانت هایی را به طور مكانیكی بر روی تن ها گذاشته، كه در اصل به شدت ارتعاش تن های میان پرده مربوط می شوند.” بواس می گوید كه او خود ترجیح می دهد كه این قطعات را بار دیگر از دیدگاه خود آوانگاری كند.

ایرادات تکنیکی و تخصصی ای که او از خانم دنسمور در مورد آوانگاری های او در این مقاله و همچنین در مقاله قبلی در آوانگاری و توصیف آوازهای این قوم می دهد، تماما نشانگر اشراف و توانایی فنی او در دانش موسیقی شناسی هستند.

فهرست گاه نگاری[1] فعالیت های بوآس:

1985 متولد میندن، وستفالیا، آلمان (نهم جولای).

1877 تا 1881 تحصیل در دانشگاههای آیدلبرگ، بُن و کیل.

1881 دریافت درجه دکتری (تخصص اصلی: فیزیک، تخصص جانبی: جغرافیا) در دانشکده فلسفۀ دانشگاه کیل.

1881 تا 1881 خدمت سربازی در ارتش آلمان.

1883 تا 1884 مأموریت پژوهشی در میان اسکیموهای بافینلند.

1885 انتصاب به عنوان دستیار در موزه سلطنتی قوم نگاری، برلین؛ راهنمای جغرافیا، دانشگاه برلین؛ پژوهش های میدانی در میان بلا کولا.

1887 انتصاب به عنوان کارمند مجله علوم؛ ازدواج با ماری ا. ای. کراکویزر.

1888 آغاز به کار پژوهشی بر روی بومیان سواحل شمالی اقیانوس آرام تحت حمایت کمیته انجمن بریتانیایی برای پیشرفت علوم؛ انتصاب به عنوان سخنگو (در مردم شناسی)، دانشگاه کلارک.

1892 انتصاب به عنوان دستیار سرپرست مردم شناسی در مأموریت جهانی کلمبیا.

1894 انتصاب به عنوان متصدی موزه مردم شناسی در موزه میدانی، شیکاگو.

1896 انتصاب به عنوان دستیار موزه داری (قوم شناسی و کالبد شناسی)، موزه تاریخ طبیعی آمریکا، نیویورک؛ انتصاب به عنوان سخنران انسان شناسی جسمانی در دانشگاه کلمبیا.

1899 انتصاب به عنوان استاد مردم شناسی در دانشگاه کلمبیا.

1901 انتصاب متصدی موزه مردم شناسی، موزۀ تاریخ طبیعی آمریکا؛ واژه شناس افتخاری، دفتر قوم شناسی آمریکا، واشنگتن.

1905 استعفاء از موزۀ تاریخ طبیعی آمریکا.

1908 تا 1625 ویراستار مجله فرهنگ عامه آمریکا.

1910 تا 1912 همکاری با مدرسه بین المللی باستان شناسی و قوم شناسی در مکزیک.

1911 تحقیق در مورد هیئت مهاجرت.

1914 عمل جراحی به علت پیشرفت سرطان گونه؛ پژوهش میدانی در پرتو ریکو.

1917 بنیانگذاری مجله بین المللی زبان شناسی آمریکا.

1925 سخنرانی دربارۀ هنر ابتدایی در مؤسسه مطالعات طبیقی فرهنگ، اسلو.

1927 سخنرانی در مدرسه جدید پژوهش اجتماعی، نیویورک، در مردم شناسی و زندگی مدرن.

1928 سرپرست بیست و سومین گردهمایی بین المللی آمریکنیست ها.

1931 سرپرست انجمن پیشرفت علوم آمریکا.

1937 بازنشستگی از استادی دانشگاه کلمبیا؛ حضور در گردهمایی بین المللی جمعیت، پاریس.

1942 در گذشت در بیست و یکم دسامبر.

(هرسکوییتس: 1953، ص 127).

منابع:

حجاریان، محسن (1387). مقدمه ای بر موسیقی شناسی قومی. تهران: انتشارات کتاب سرای نیک.

هرندن، مارشا (1388). مردم شناسی موسیقی سرخ پوستان آمریكا. ترجمه: محسن حجاریان ، تهران : نشر افكار.

Boas, Franz (1888). “On Certain Songs and Dances of the Kwakiutl of British Columbia”. Journal of American Folklore, Vol., 1 No. 1.

Boas, Franz (1925). “Teton Sioux Music”. The Journal of American Folklore, Vol., 38. No. 148.

Herskovits, Melville J. (1953). Franz Boas: the Science of Man in the Making. New York: Charles Scribner’s Sons.

[1]. Chronology

[i]. “جرج هرزاگ، ، یکی از شاگردان بواس – که پیشتر هم با هورن باستل در آلمان همکاری کرده بود، به طور موفقیت آمیز شاخه موسیقی شناسی آلمانی را با مردم شناسی آمریکائی پیوند زد. او یکی از اولین موسیقی شناسان قومی است که دانش کافی در رشته زبان شناسی،‌ فولکلور، موسیقی و مردم شناسی داشت. وی آثار فراوانی در موضوعات ویژه و عناوین تطبیقی تالیف کرد. آثار نوشته شده هرزاگ تاثیر زیادی بر حوزه های موسیقی شناسی قومی بر جای نهاد. به ویژه،‌ رابطه موسیقی با سایر جنبه های فرهنگ و بهمین ترتیب تجزیه و تحلیل های ویژه ای از جغرافیای فرهنگ های مشخص را انجام داد که هرکدام خود نمونه های برجسته ای در رشته های مردم شناسی و موسیقی شناسی قومی هستند” (هرندن: 1388، ص 65).

[ii]. “An expedition to Baffin Land”

[iii]. جزیرۀ بافین (Baffin Island) در قلمرو استان نوناووِ کانادا (Nunavut)، بزرگترین جزیره از مجمع الجزایر قطبی کانادا و همچنین پنجمین جزیرۀ بزرگ دنیاست. وسعت آن 507451 کیلومتر مربع می باشد و جمعیت آن حدود 11000 نفر است. این جزیره نام خود را از کاشف آن ویلیام بافین (William Baffin) گرفته است، که در سال 1612 به این سرزمین وارد شده بود.

[iv]. “The Central Eskimo”

[v]. “On the Certain Songs and Dances”

[vi]. “Chinook Songs”

[vii]. فیلسوف و روان شناس آلمانی (Carl Stumpf, 1848 – 1936).

اختراع فونوگرام در سال 1877 از سوی توماس ادیسون و چارلز گروس، و به موازات آن گسترش دانش اندازه گیری فواصل موسیقی از طریق سانت که الکساندر الیس آنرا مطرح کرد، باعث پیدایش رشته موسیقی شناسی در برلین شد. این اختراع سبب جمع آوری قطعات موسیقی شرقی از تونس تا ژاپن، در آرشیو فونوگرام برلین گردید، در سال 1900 اشتامف کار خود را با جمع آوری این صفحات، به همراهی شاگرد خود هورن باستل، آغاز کرد. با گسترش آن کوشید آنرا به صورت یک مؤسسه مستقل رسمی ثبت و اداره کند. (هورن باستل به نقل از حجاریان: 1387، ص 41).

[viii]. (Frances Densmore, 1867 – 1957): اتنوگرافر و اتنوموزیکولوژیست آمریکایی متخصص موسیقی سرخپوستان. اوایل قرن بیستم به عنوان معلم موسیقی سرخپوستان برای ضبط، آوانگاری و مستند سازی موسیقی شان به آنان آموزش موسیقی می داد. او با یکی از این سرخپوستان ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد.

نویسنده: عرفان سعیدی
منبع: انسان‌شناسی و فرهنگ

Releated Post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *