سازشناسی و سازهای اقوام ایرانی، کاوش های باستان شناسی هخامنشیان

محسن شهرنازدار

موسیقی و ساز در دوره هخامنشیان در هاله ای از ابهام قرار دارد.بخصوص آنکه بر خلاف تمدن های پیش و پس از خود ،نقش ساز در حجاری های باقی مانده از آن دوران دیده نشده است.به این ترتیب سازشناسی در دوره هخامنشی بیش از آنکه متکی بر مطالعات آیکونوگرافیک باشد؛ از روش اسنادی و استنادی تبعیت می کند.

دوره هخامنشی(۳۳۰ – ۵۵۰ پیش از میلاد) از نظر توسعه قلمرو ،بزرگترین پهنه سیاسی ایران در طول تاریخ بوده و تمدن باشکوه ایران باستان را رقم زده است. تمدن های بزرگ از امتزاج فرهنگ های گوناگون به وجود آمده اند.به این ترتیب حوزه فرهنگی هخامنشیان نیز به فراخور وسعت قلمرو و در نتیجه تلاقی با سایر فرهنگ ها و تمدن ها،در دوره های مختلف تغییراتی کرده است. به طور مثال در محدوده ۵۲۸ تا ۳۳۱ قبل از میلاد،بین النهرین در قلمرو هخامنشیان قرار گرفت.به این ترتیب می توان این فرض را پذیرفت که تمدن دیرینه میان رودان که از هزاره پنجم پیش از میلاد پا گرفته،در دوره استیلای هخامنشیان بر حوزه فرهنگی آنان اثر گذاشته و از آن اثر گرفته است. هخامنشیان بخش وسیعی از سرزمین های شناخته شده عصر باستان را به تسلط خود در آوردند. از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا و از رود سند تا دانوب در اروپا و … به این ترتیب بدون در نظر گرفتن آثار و بقایای باقی مانده مرتبط با موسیقی، می توان فرضی را مبنی بر تنوع موسیقایی در دوره هخامنشی مطرح کرد.با این همه اسناد حضور موسیقی و ساز در دوران هخامنشیان، بر خلاف دوره های پیش از خود که مبتنی بر نقش نگاره ها و اشیای بازمانده از دوران باستانی ایران است، بیشتر بر نوشته ها و روایات یونانی از ایران باستان استوار شده است. مورخان یونانی پیش از میلاد همچون هرودوتHerodotus ،استرابو Strabo، آتنئوسAthenaeus ، زنوفونXenophon ، دینونDienon و … در خلال شرحی که از آداب ایرانیان و قواعد حکومت داری و فرهنگ آنان در عصر هخامنشی داده اند، به موسیقی نیز اشاراتی داشته اند. این مورخان که در دوره سلطه شاهنشاهی هخامنشی بر یونان باستان زیسته اند،اسناد مهمی از آن دوران به یادگار گذاشته اند. با این حال روایات آنان محدود به موسیقی جنگ و بخشی از موسیقی آیینی و مذهبی است و از موسیقی و سازهای کلاسیک اجرای موسیقی آن عصر کمتر یاد است. از خلال اشارات آنان به موسیقی در این دوران، محققان معاصر سه گونه موسیقی رزمی، موسیقی مذهبی و موسیقی بزمی در دوره هخامنشیان را طبقه بندی کرده اند. خنیاگری آنچنان که مری بویس می گوید و به گفته دینون استناد می کند،همچنان که از دوره مادها وجود داشته، در دوره هخامنشیان نیز از جایگاه ویژه اجتماعی برخوردار بوده است. زنوفون اشاره دارد که کورش هخامنشی تا آخرین روزهای حیات،«در داستان و آواز» ستوده شد. (بویس: ۵۰: ۱۳۶۸) آدابی که مشخصا به خنیاگری اشاره دارد. مورخان یونانی از آوازها و سرودهای موبدان در هنگام اجرای مراسم قربانی یاد کرده اند. به طور کلی به نظر می رسد در موسیقی مذهبی و آیینی عصر هخامنشی،ساز نقش محوری نداشته و آوای انسانی این مهم را عهده دار بوده است.خالقی با مقایسه میان مذهب هندیان که با رقص و موسیقی موافق بوده، معتقد است موسیقی در مذهب قدیم ایرانیان وظیفه ای بر عهده نداشته است.(خالقی:۱۳۹۱:۱۷)هرچند به نظر می رسد موسیقی آوازی چنانکه تا کنون در مراسم های آیینی زرتشتیان رواج دارد، در اجرای مراسم های آیینی هخامنشیان نیز نقش مهمی ایفا می کرده است.این آوازها همچون خوانش هفده سروده موسوم به گات ها و یا ستایش اساطیری همچون مهر، ناهید و تیشتر در سرودهای یشت‌ اوستا، از دیرباز تاکنون رایج بوده است. بر خلاف سرودخوانان معابد بابل و آشور که با همراهی نی آوازهای مذهبی می خواندند،مغان هخامنشی آواهای مذهبی را بدون همراهی ساز اجرا می کردند.به این ترتیب می توان اذعان کرد که ایرانیان در این باره متاثر از سامی ها نبوده اند.( سپنتا: ۱۳۸۲:۲۵) استرابون مورخ یونانی بر این نکته تاکید دارد که اغلب نغمه هایی که ایرانیان این عصر می خوانده و می نواختند منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با ایزد یکتا بوده است.(مشحون۱۳۷۳:۳۷) زنفون همچنین نوشته است اسکندرمقدونی از خزانه سلطنتی هخامنشیان ۳۲۰ فقره اسب و آلات موسیقی به دست آورد.عدد ۳۲۰ به صورت نمادین در برخی روایات این دوره تکرار شده است.در جنگ ایسوس بعد از شکست داریوش هخامنشی از اسکندر مقدونی،سیصد و بیست زن نوازنده با بقیه اسیران به دست پارمینون سردار اسکندر افتادند.( سپنتا: ۱۳۸۲:۲۵) درسفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده و از خنیاگران زن که می خواندند و می نواختند، یاد شده است. تنها سازی که به طور مشخص در این متون مورخان یونانی از آن نام برده شده، کرنای هخامنشی است. هرودت در روایاتی که از جنگ های کورش دارد، به حضور شیپورهای “حاضر باش” برای حضور سپاهیان در میدان جنگ اشاره کرده است. استرابون نیز تاکید دارد که هر روز پیش از بر آمدن آفتاب، جوانان با صدای کرنا آماده تمرین های نظامی می شدند».زنوفون می گوید صدای شیپور علامت حرکت و عزیمت لشکر بوده و به محض شنیدن صدای شیپورها همه لشکر حاضر می شده است.(زنفون:۱۳۵۰:۱۵۵)او نوشته است که در دوره هخامنشیان شیپور نظامی علامت حرکت بوده است.کورش دستور داده بود درحرکت سپاه ، سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند.

آنچه نوشته های یونانیان درباره این شیپور یا کرنای باستانی هخامنشی را اهمیتی دو چندان می بخشد؛کشف نمونه منحصر به فرد وکاملی این ساز بادی ، در کاوش های تخت جمشید است که اکنون در موزه تخت جمشید نگه داری می شود. این شیپور یا کرنای مفرغی در سال ۱۳۳۶ و در محدوده آرامگاه اردشیر سوم (۳۵۹-۳۳۸ ق.م)کشف شد.این ساز ۱۱۷ سانتی متر طول دارد و قطر دمیدن آن ۵ سانتی متر و قطر دهانه اصلی نفیر ۵۰ سانتی متر است.( مسعودیه: ۱۱۸: ۱۳۸۹) این کرنای فلزی و بلند،کارکردهای عمده ای در مراسم های رسمی دربار و نیز جنگ داشته است. چنانچه کار را به معنای رزم و جنگ بگیرید(فرهنگ معین)کر می تواند از ریشه کار و کرنای به معنای نای جنگ باشد. (نای=نی:اسم عام برای ساز بادی) بر روی این کرنا مطالعات سازشناسی نیز صورت گرفته و نمونه هایی از آن بازسازی شده است.* علاوه بر کرنای هخامنشی، سنج هایی نیز از این دوره باقی مانده و در گنجینه موزه ایران باستان حفظ شده است.از آن جمله یک جفت سنج برنجی است که در منطقه باستانی زیویه کردستان پیدا شد.تپه زیویه دربردارنده تمدنی از دوره مادها تا اوایل هخامنشی است . در کاوش های باستان شناختی منطقه فرمشکان فارس نیز سنج مفرغی عصر هخامنشی به دست آمده است. به نظر می رسد این سنج ها در مراسم های آیینی و مذهبی کاربرد داشته اند.روی یکی از آنها سمبلی از آناهیتا و چهار گاو نر که نماد میترا است، دیده می شود. از اقوام سکایی متعلق به دوران امپراطوری هخامنشی در ۵۰۰ قبل از میلاد هم یک چنگ در موزه آرمیتاژ روسیه وجود دارد.در کنار این سازها، یک کلید مخصوص کوک ساز «شین» (=قین) ، سازی چینی و شبیه سنتور ، در کاوش های باستانی در چین به دست آمده است. آنچه این ساز را به موسیقی دوره هخامنشی متصل می کند ،تزیینات آن است که لاورگرن** آن را متاثر از اسطوره گاو-انسان در سرستون های تخت جمشید می داند. او اعتقاد دارد که این اثر از فاصله بسیار دور، به وسیله مسیرهای اسب سواران و چاپارها در گستره استپ های اوراسیا حرکت کرده است.(لاورگرن:۲۰۰۱)همچنین معتقد است در طول دوره هخامنشی چنگ زاویه ای در سرزمین های اوراسیا گسترش یافته است. در منطقه سین کیانگ که ناحیه خودمختار بزرگی در مرز غربی چین است؛ همچنین در پازیریک ؛ دره ای واقع در جنوب سیبری و شمال مرز مغولستان و نیز در اولبیا در اوکراین در طی نیم قرن گذشته،نشانه هایی از وجود این چنگ کشف شده است. در یک مهرسنگی نقشی از زن پارسی در حال چنگ زدن وجود دارد که اکنون در موزۀ بوستون نگهداری می شود.( گزاوانی ۱۳۸۳:۶۵) با کنترل غرب آسیا توسط امپراتوری هخامنشی و همزمان با تسلط بر سرزمین های غربی ،زمینه اشاعه فرهنگی در قلمرو وسیع هخامنشی فراهم می شود. به این ترتیب ، تصاویر متعددی از چنگ افقی آشور که بین ۸۶۵ و ۶۵۰ پیش از میلاد ساخته شده اند، به عنوان مدلی برای چنگ های یاد شده در سرزمین های شرقی به کار رفته اند. چنگ های سرزمین های شرقی همه متعلق به ۵۰۰ قبل از میلاد و بعد از آن هستند؛ یعنی در دوره تسلط هخامنشیان. به نظر می رسد مدل های افقی چنگ که کمتر از ده رشته داشته ، در مقایسه با چنگ عمودی که بیش از بیست رشته داشته اند ؛ نمونه مناسب تری برای الگوبرداری و توسعه بوده است. لاورگرن فرض قابل توجهی درباره اهمیت تفاوت این دو چنگ مطرح می کند ؛ این تفاوت ممکن است توضیح دهد چرا تنها چنگ افقی سفرهایی چنین وسیع داشته است.چون سازی با رشته های کمتر ؛ در معرض آسیب کمتری نیز قرار داشته و نقل و انتقال آن راحت تر بوده است. (لاورگرن:۲۰۰۱) به گفته او چنگ هخامنشی محفظه صوتی طولانی داشته و اغلب دارای پایانی مخروطی بوده است.

اما به طور کلی با همه جلال و شکوه تمدن هخامنشی،درباره موسیقی این دوران آثاری بیش از این باقی نمانده است.مهمترین ابهام در بررسی موسیقی در عصر هخامنشی فقدان نقش نگاره های مرتبط با موسیقی است.در دوره هخامنشیان نقش هیچ سازی بر حجاری های باقی مانده از آن دوران وجود ندارد. این فقدان تصویر ساز، بسیار سوال بر انگیز و رمزآلود است. چنانچه گفته شد نشانه ها و تصاویری از سازهای باستانی ایران در دوره های قبل از سلسله هخامنشیان باقی مانده است. طبیعی است که در کنار شکوه و پیشرفت صنعت وتمدن هخامنشی، موسیقی نیز در آن دوران تکامل یافته باشد. در مُهر سفالی چغامیش که چند هزارسال قبل از سلسله هخامنشیان را به تصویر می کشد، وجود انواع سازها آنها ثبت شده است . در نتیجه در روند تکاملی موسیقی، دوران هخامنشی، بی شک بایستی از موسیقی غنی و تکامل یافته ای بهره مند باشد. سنت ثبت نقش رامشگران و خنیاگران در حجاری های تمدن های قبل وبعد از هخامنشی، کاملا رواج داشته و در نتیجه براین ابهام افزوده است. از طرفی حجاری ها و یافته های باستان شناسی فراوانی از دیگر تمدن های همزمان با هخامنشیان، اعم از هند وچین و نیز تمدن های مجاور رم و یونان باستان، در ارتباط با ساز و موسیقی به دست آمده است.همزمانی تمدن های پیرامون با سلسله هخامنشی و نفوذ و قدرت این امپراطوری درجهان آن روز، گواه استنباطی مهمی از حضور و تکامل ساز و موسیقی در دوران هخامنشی است.با این حال نقشی از ساز و موسیقی در نقش نگاشته ها و حجاری های دوره هخامنشیان وجود ندارد. به راستی نادیده گرفتن ساز و موسیقی در حجاری ها و نقش نگاشته های هخامنشی، ناشی از چیست؟ آیا حذف ساز می تواند با نقش پررنگ روحانیون مذهبی در دوره هخامنشی ارتباط داشته باشد؟ می دانیم که موسیقی مذهبی هخامنشیان بخصوص در اجرای آیین های زرتشتی بدون ساز و توسط مغ ها و روحانیون زرتشتی صورت می گرفته؛آیا این موضوع باعث نوعی تسلط روحانیون هخامنشی بر موسیقی رسمی شده است؟ می دانیم که حجاری های هخامنشی بازتابی از فرهنگ رسمی و معیار آن زمانه است.آیا حذف ساز در نقش های هخامنشی را می توان به نفوذ مذهبی مُغ های زرتشتی نسبت داد؟ بر این اساس شاید بتوان این فرض را مطرح کرد که فقدان ساز در اجرای سرودهای مذهبی و تکیه بر موسیقی آوازی، موجب شده است تا در حجاری های هخامنشیان که فرهنگ معیار و رسمی زمانه را بازتاب می دهند، نقش ساز وجود نداشته باشد. این فرضیه منافاتی با تحلیل استنباطی از رونق و شکوه موسیقی غیر رسمی در این دوران ندارد و بی شک بر اساس نشانه هایی که از تمدن پر شکوه این دوران ایران باقی مانده است و همچنین با وجود آثار و بقایای موسیقی در تمدن قبل و بعد از هخامنشی، می توان رونق و شکوه موسیقی این عصر را نیز تصور کرد.چنانکه خالقی می گوید:«مردمانی که موسیقی مخصوصی برای میدان نبرد داشته اند؛بی شک آنقدر با نغمه و آهنگ آشنا بوده اند که برای هنگام فراغت و بزم و شادی نیز از موسیقی مناسب دیگری استفاده کنند.»(خالقی:۱۳۹۲:۱۸)

پی نوشت:
*درجشن های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی، این کرنای در تعداد زیاد بازسازی و تولید شد و براساس آنان قطعاتی برای ارکستر بادی نوشته و به اجرا درآمد ابراهیم قنبری مهر، سازنده ساز بنام معاصر، این کرنای را بر اساس مطالعه نمونه اصلی، بازسازی کرده است.

** Lawergren Bo استاد ممتاز بازنشسته در فیزیک از کالج هانتر شهر نیویورک و نیز باستان شناس موسیقی است .توجه او معطوف به ابزار و فرهنگ موسیقی قبل از میلاد بوده و مقالات قابل توجهی در این باره بخصوص درباره چنگ باستانی اوراسیا نوشته است.همچنین برخی از مهمترین مقالات موسیقی در دانشنامه ایرانیکا نوشته اوست.

منابع:

۱- Lawergren, Bo, Encyclopedia Iranica, Vol. XII, Fasc. 1, pp. 7-13,December 2003

۲- بوریس؛مری- جورج فارمر؛هنری ،دو گفتار درباره خنیاگری و موسیقی ایران ؛ ترجمه بهزاد باشی؛ آگاه۱۳۶۳

۳- خالقی؛روح الله،موسیقی ایران، نشر ماهور، چاپ اول۱۳۹۱

۴- سپنتا؛ ساسان ، چشم انداز موسیقی ایران، نشر ماهور، چاپ اول۱۳۸۲

۵- گزنفون(زنفون)؛تربیت کوروش؛ ترجمه بهمن کریمی؛ نشر اقبال؛ ۱۳۵۰

۶- گزاوانی، هنگامه- ایازی، سوری- عسکری، مرضیه، نگرشی بر پیشینه موسیقی در ایران به روایت آثار پیش از اسلام، میراث فرهنگی ۱۳۸۳

۷- مسعودیه؛ محمدتقی، سازشناسی؛ انتشارات سروش‏‫، چاپ اول ۱۳۸۹

۸- مشحون؛حسن، تاریخ موسیقی ایران، نشر سیمرغ، چاپ اول، ۱۳۷۳

 

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *