موسيقی ژاپن هم سينه به سينه انتقال می يابد

مقاله زير متن سخنراني دكتر گن ايچي تسوگه (Gen ichi Tsuge) موسيقي شناس ژاپني است كه در هشتم ارديبهشت ماه سال جاري (۱۳۸۰) در دانشكده موسيقي دانشگاه هنر ايراد شد. دكتر تسوگه هم اكنون استاد دانشگاه هنرهاي زيباي توكيو، رئيس انجمن بين المللي موسيقي سنتي و انجمن تحقيقات موسيقي آسيا در توكيوست. از وي تاكنون مقالات و كتابهايي منتشر شده است كه از جمله مي توان به آثار زير اشاره كرد:
ـ «جنبه هاي ريتميك آواز در موسيقي ايراني» (۱۹۷۰)
ـ «توضيحي بر مقام عراق» (۱۹۷۲)
ـ «موسيقي ژاپني: كتابشناسي همراه با شرح و تفصيل» (۱۹۸۶)
ـ «دعوت به موسيقي جهاني: مقدمه اي بر اتنوموزيكولوژي» (۱۹۹۱)
ـ «سازهاي موسيقي در طول جاده ابريشم»(۱۹۹۲).
دكتر گن ايچي تسوگه نماد فروتني، صميميت و ادب خاص ژاپني هاست. به بهانه حضور موسيقي ژاپن در هفدهمين جشنواره موسيقي فجر و بداهه نوازي تاداميتسو سايتو در اين اجرا، متن سخنراني دكتر تسوگه را با هم مي خوانيم:
موسيقي سنتي ژاپني و مقايسه آن باموسيقي ايراني
بسيار خوشحالم از اين كه از طرف دانشگاه هنر براي ايراد سخنراني درباره ميراث موسيقايي ژاپن و ايران دعوت شده ام. اجازه بدهيد ابتدا مختصري از پيشينه حرفه اي خودم را براي شما بازگو كنم.
من يك موسيقي شناس ژاپني هستم كه درموسيقي ايراني تخصص دارد. شايد اين گفته، كه من متخصص موسيقي ايراني هستم، شما را متعجب كند. خودم هم از اين كه متخصص موسيقي ايراني خطاب شوم كمي خجالت مي كشم، چرا كه به اندازه كافي روي اين موضوع كار نكرده ام تا در آن تسلط يابم. به هرحال روزگاري من جزو معدود محققيني محسوب مي شدم كه در دهه ۱۹۶۰ به مطالعه و تحقيق درباره موسيقي ايراني پرداختند. سالها پيش در ۱۹۶۳ براي مطالعه موسيقي سنتي ايراني به ايران آمدم و خوشبختانه از سوي دانشگاه تهران بورسيه اي براي سالهاي ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶ دريافت كردم. درواقع هنگامي كه گروه موسيقي در سال ۱۹۶۴ (۱۳۴۳ش) در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران تأسيس شد، من تنها دانشجويي بودم كه رسماً در آن گروه ثبت نام كردم و مرحوم دكتر بركشلي تنها استاد من بود. من كه چند ماهي نزد استاد يحيي زرين پنجه در هنرستان موسيقي ملي نواختن سه تار را آغاز كرده بودم، در سالهاي بعدي رديف ميرزا عبدالله را از استاد نورعلي برومند فراگرفتم.
در سال ۱۹۶۶ از طرف دانشگاه وزليان آمريكا براي تدريس موسيقي ژاپني و ايراني در «برنامه موسيقي جهاني» تازه تأسيس شده آن دانشگاه دعوت شدم. در آن دوران چند مقاله و يادداشت درباره موسيقي ايراني و همچنين رساله دكتراي خود را تحت عنوان «آواز: مطالعه اي درباره جنبه هاي ريتميك موسيقي كلاسيك ايراني» نوشتم. دو مقاله ام به فارسي ترجمه شد و در همان زمان در مجله موسيقي (شماره هاي ۱۳۷ و ۱۳۸) به سال ۱۹۷۲ به چاپ رسيد. همچنين در نگارش چند مدخل در دائرة المعارف ايرانيكا همكاري داشتم. در سال ۱۹۷۹ از ايالات متحده آمريكا به ژاپن بازگشتم و به تدريس در كالج موسيقي كوني تاچي و دانشگاه هنرهاي زيباي توكيو (كه از آن فارغ التحصيل شده بودم) پرداختم. سپس چندين مقاله درباره موسيقي ايراني به زبان ژاپني نگاشتم. اخيراً نيز كار نوشتن كتابي مقدماتي درباره موسيقي ايراني را براي خوانندگان ژاپني به پايان رسانده ام. موسيقي ايراني براي بسياري از ژاپني ها شناخته شده نيست. به هرحال اميدوارم اين تلاش كوچك در درك عميقتر موسيقي ايراني براي مردم ژاپن مؤثر باشد.
در نظر مردم ژاپن، ايران سرزميني دور دست است. ژاپن در منتهي اليه شرق آسيا واقع شده، درحالي كه ايران در غرب آسيا قرار دارد. با اين همه ما مشتركات كمي نداريم. موسيقي يكي از آنهاست. در حقيقت ميراثهاي موسيقايي ما از نظر تاريخي باهم قرابت دارند، اگرچه قرابتي دور و غيرمستقيم.

۱ـ مفهوم موسيقي
در ژاپن باستان يك چنين مفهوم امروزي از «موسيقي» وجود نداشت و به جاي آن اصطلاحات عيني uta(خواندن)، mai(رقصيدن)، و asobi(نواختن) به كار مي رفت. اينها واژه هاي مطلقاً ژاپني هستند. بعدها، در قرون چهارم و پنجم ميلادي، ما حروف الفباي چيني از جمله gaku(در چيني gve) و به دنبال آن مفهوم چيني «موسيقي» را اخذ كرديم. به هرحال اين اصطلاح براي اشاره به موسيقي مراسم كنفوسيوسي، و بويژه در ژاپن براي موسيقي (و رقص) وارداتي دربار سلسله هاي سويي (Sui) و تانگ (Tang) به كار مي رفت.
اين وضعيت تاحدودي قابل مقايسه با ارتباط اصطلاح فارسي و عربي «موسيقي» است. نياز به توضيح نيست كه اصطلاح عربي (و فارسي) موسيقي اصلاً يوناني است. اين اصطلاح اما اساساً برمفهوم مجرد ونظري «موسيقي» اطلاق مي شد. هنگامي كه موسيقي عيني و عملي مورد نظر بود، به جاي «موسيقي» اصطلاحات بومي سرود و آواز به كار مي رفت. در چنين مواردي در زبان عربي نيز واژه «غناء» بيش از موسيقي مورد استفاده قرار مي گرفت.
امروز در ژاپن ما اصطلاح ongaku را براي «موسيقي» به كار مي بريم. اگرچه اين اصطلاح در زبان ژاپني با دو حرف الفباي چيني نوشته مي شـود و در زبان چيني yinyve تلفظ مي شود، اما درواقع واژه اي اصلاً ژاپني است كه احتمالاً در اوايل دوره مي جي (حدود ۱۸۷۰) به عنوان ترجمه مفهوم غربي موسيقي وضع شده است. ازاين رو اصطلاح ongakv اصلاً يعني «موسيقي غربي» و هرگاه بخواهيم موسيقي سنتي ژاپني را متين كنيم از واژه ديگري بايد استفاده كنيم: hogakv (موسيقي ملي)، ياNippon dento ongakv (موسيقي سنتي ژاپني).

۲ـ انواع موسيقي
موسيقي ژاپني معمولاً در دو گروه طبقه بندي مي شود: موسيقي سنتي و موسيقي غربي. نخستين شامل انواع بيشمار موسيقايي است: gagaku/bugaku (موسيقي و رقص درباري)، Shomyo (آوازهاي بودايي)، biwa-gakv(موسيقي روايي با همراهي ساز بي وا)، Sokyoku (موسيقي سازي و آوازي ساز كوتو)، jivta (موسيقي سازي و آوازي ساز شامي سن)، و نيز انواع موسيقي هاي نمايشي مانند نو، بون راكو و نمايش كابوكي. افزون بر اينها تعداد بيشماري سبكهاي محلي و موسيقي عامه پسند نيز وجود دارد.
ذكر اين نكته نيز جالب است كه اين انواع موسيقي از جنبه هاي تئوري، زيباشناسي، رپرتوار، نوت نويسي، سازهاي موسيقي و موزيكاليته اجراكنندگان كاملاً از يكديگر جدا هستند. بنابراين هر موسيقيدان بايد در يك نوع مشخص تخصص يابد. غيرقابل تصور است كه يك موسيقيدان «نو» در صحنه «كابوكي» ديده شود و برعكس (تنها استثناء مربوط مي شود به موسيقيدانان دربار سلطنتي: آنها در موسيقي غربي نيز بخوبي آموزش ديده اند و بايد در ضيافتهاي رسمي درباري براي مهمانان خارجي موسيقي غربي اجرا نمايند) البته اخيراً برخي موسيقيدانهاي جوانتر توانايي اجراي هر دو نوع موسيقي را كسب نموده و در صددند تا از مرزهاي متعارف موسيقي ژاپن عبور كنند.

۳ـ سازهاي موسيقي
اغلب سازهاي موسيقي كه در موسيقي ژاپني مورد استفاده قرارمي گيرد اساساً از چين وارد شده اند. بنابراين تقريباً همه سازهاي ژاپني خويشاوندان نزديكي در چين دارند. منشأ برخي سازهاي چيني را نيز در آسياي مركزي و غربي مي توان يافت. پس شماري از سازهاي ژاپني خويشاوندان دوري نيز در ايران دارند.
براي نمونه ساز چيني پي پا از بربط ايراني اقتباس شده و بنابراين صورت ژاپني آن يعني بي وا بطور غيرمستقيم خويشاوند بربط ايراني محسوب مي شود.
هارپ عمودي گوشه دار چيني به نام konghou(كه امروزه متروك است)، خويشاوند چنگ ايراني است. اين هارپ در ژاپن به عنوان يكي از اعضاي اركستر پائك چه (يكي از سلطنتهاي باستاني شبه جزيره كره) عرضه شد. از همين رو در زبان ژاپني آن را Kudara-goto يعني هارپ پائك چه مي نامند.
شاكوهاچي صورت ژاپني يك فلوت چيني به نام donxiao يا Zhangdi است كه بطور غيرمستقيم نسبتش به ني ايراني مي رسد.
هي چي ريكي صورت ژاپني ابواي چيني يا biliخويشاوند غيرمستقيم بالابان ايراني است.
xiyaogv(در زبان ژاپني Saiyoko) نوعي طبل كمر باريك شبيه به ساعت شني است كه نسبتش به آسياي غربي مي رسد. اين ساز احتمالاً از آسياي غربي به چين و سپس به ژاپن وارد شده است. در موزه ايران باستان نيز يك مجسمه گلي وجود دارد كه مردي رانشان مي دهد كه چنين سازي را در بغل گرفته است.

۴ـ ساختار موسيقي: جنبه هاي مدال و ريتميك
ملوديهاي موسيقي سنتي ژاپني در اصطلاح گام و مد موسيقايي عموماً پنتاتونيك ياپنج نوتي هستند. گامهاي موسيقي از نوعي به نوع ديگر متفاوت است، اما چهار گام موسيقايي پايه در موسيقي ژاپن مشهورند: ۱ـ گام miyako-bushi، ۲ـ گام ritsu، ۳ـ minyo يا گام آواز محلي، ۴ـ گام ryukgu به علاوه انواع گاگاكو و شوميو براساس گام ryo و گام ritsu تشكيل شده اند. ملوديهاي گاگاكو در چندين مد اجرا مي شوند كه از اين نظر قابل مقايسه با «دستگاه» در موسيقي ايراني است. البته برخلاف موسيقي ايراني، در موسيقي ژاپني فواصل خنثي يا به اصطلاح ربع پرده وجود ندارد.
از نظر ويژگيهاي ريتميك در موسيقي ژاپني مي توان به دو سبك متضاد ريتميك اشاره كرد: hyoshi-ai يا متريك و hyoshi-awazu يا غيرمتريك. اولي را مي توان با «ضربي» و دومي را با «آواز» يا قطعات بدون ضرب در موسيقي ايراني مقايسه كرد. در ترانه هاي محلي اولي را Yagi-bushi و دومي را Oiwake مي نامند.

۵ـ انتقال سنتها
موسيقي سنتي ژاپني اساساً به روش شفاهي يا سينه به سينه منتقل مي شود. در اين موسيقي روشي براي خواندن قطعه (سلفژ) پيش از اجرا با ساز وجود دارد كه در آن از قافيه ها و هجاهاي بخصوصي براي كمك به حافظه استفاده مي شود و به آن Shoga مي گويند.
فقدان بداهه نوازي و حداقل استفاده از نت نويسي از ديگر ويژگيهاي موسيقي ژاپني است. آشنايي با نت نويسي غربي بر اعتبار موسيقيدان ژاپني نمي افزايد و استفاده از نت هنگام كنسرت نشاندهنده غيرحرفه اي بودن نوازنده است.
۶ـ تأثير غرب بر موسيقي سنتي ژاپني
جريان نوگرايي در ژاپن درميانه قرن نوزدهم آغاز شد. در دوران بازسازي مي جي (۱۸۶۸)، سياست انزواطلبانه رژيم توكوكاوا از ميان برداشته شد و محدوديتها عليه فرهنگهاي مسيحي و خارجي كنار گذاشته شد. حكومت جديد قاطعانه موسيقي غربي را اخذ و اشاعه وسيع آن رادر ژاپن ترغيب نمود. سيستم جديد مدارس برنامه آموزشي خود را با تحصيل موسيقي غربي منطبق نمود. اين بخشي ازمعيارهاي غني سازي فرهنگي وتقويت ژاپن به عنوان يك حكومت ملي نوين بود.
تشكيل «انجمن مطالعات موسيقي» كه شوجي اي ساوا آن را پيشنهاد داده و برنامه ريزي نموده بود، در سال۱۸۷۹ توسط دولت تأسيس شد. اين انجمن خيلي زود به مقام يك مدرسه موسيقي ارتقا يافت و تبديل به نخستين آكادمي موسيقي كشور شد كه در واقع همان نياي «دانشگاه هنرهاي زيبا و موسيقي توكيو» است.
از ميان نخستين فارغ التحصيلان آن مدرسه مي توان از رن تارو تاكي (۱۸۷۹ ـ ۱۹۰۳) و كوساكو يامادا (۱۸۸۶ ـ ۱۹۶۵) نام برد. شخص اخير بود كه عملاً راه شكوفايي آتي موسيقي غربي را در ژاپن هموار نمود. رن تاروتاكي در سال۱۹۰۰ از طرف دولت ژاپن براي تحصيل در كنسرواتوار لايپزيك به آلمان اعزام شد. يامادا نيز در سال۱۹۰۸ براي آموزشهاي تكميلي موسيقي به هنرستان موسيقي برلين رفت و در سال۱۹۱۴ به توكيو بازگشت (بد نيست به اين نكته نيز اشاره كنيم كه كلنل علينقي وزيري معاصر يامادا، بود، البته وي كمي پس از يامادا، يعني به سال ۱۹۲۱ به هنرستان موسيقي برلين رفت. شايد اگر آن دو يكديگر را ملاقات مي كردند، با توجه به ويژگيهاي مشترك فكري، دوستي محكمي بين شان به وجود مي آمد). تاكي و يامادا آهنگهاي زيباي بي شماري بر روي اشعار ژاپني ساخته اند كه امروزه از محبوب ترين ترانه هاي ژاپني در سبك اروپايي است.
همچنين شمار فزاينده اي از موسيقيدانان اروپايي، چه براي اجراي كنسرت و چه براي تدريس از ژاپن ديدن كردند. فهرست موسيقيداناني كه در دو دهه نخست قرن بيستم از ژاپن ديدن كرده اند شامل افراد زير است: پركفيف، گودوفسكي، له ويتسكي، كرايسلر، زيمباليست، هايفتيز، تيبو، مك كورمك، فله تا، وگالي ـ كورچي.
يامادا و مريدانش تحت تأثير شديد موسيقي آلماني در پيوند موسيقي غربي در خاك ژاپن موفق گشتند. در سال۱۹۳۰ سبكهاي موسيقايي گوناگون اروپايي معاصر از جمله امپرسيونيسم فرانسوي بسرعت در ژاپن عرضه گشت. در طول جنگ جهاني دوم اما همه فعاليتهاي موسيقايي قوياً تحت كنترل دولت نظامي قرار گرفت. دانشجويان موسيقي نيز به خدمت سربازي اعزام شدند. حس تيز شنوايي آنها عملاً براي مقاصد نظامي به كار مي رفت. درواقع طي جنگ در جبهه شرقي، در ژاپن تربيت و پرورش تمرين شنوايي براي كسب «گوش مطلق» (توانايي تشخيص نام نت بدون مراجعه به نت پايه) بشدت تشويق مي شد. مسؤولان نظامي وقت بر اين باور بودند كه اين توانايي براي پي بردن به حمله دشمن و نيز تعيين اندازه و مدل بمباران قريب الوقوع هواپيما يا زيردريايي به ياري قوه شنوايي مفيد بود. در دوران جنگ برخي موسيقيدانان مجبور به همكاري با دولت براي نوشتن سرودهاي وطني و مارشهاي نظامي گشتند.
پس از جنگ (۱۹۴۵)، موسيقيدانها بسرعت به جبران عقب ماندگي دوران جنگ پرداختند و به معيارهاي بين المللي موسيقي جديد دست يافتند. طبق سيستم تحصيلي جديد، دبيرستانها و كالج هاي موسيقي جديد تأسيس شد. مدرسه موسيقي توكيو (آكادمي موسيقي توكيو، تأسيس شده به سال۱۸۸۷) با مدرسه هنرهاي زيباي توكيو متحد و به دانشگاهي متشكل از دو دانشكده تبديل شد. عنوان ژاپني اين دانشگاه Tokyo Geijutsu Daigaku و به معني «دانشگاه هنرهاي زيباي توكيو» است. اين همان دانشگاهي است كه من در سال۱۹۶۱ از آن فارغ التحصيل شدم و از سال۱۹۸۴ نيز در آنجا تدريس مي كنم.
تحولات موسيقي پس از جنگ براستي بسيار سريع بود. سبكهاي معاصر موسيقي غربي از جمله دودكافوني شوئنبرگ در ژاپن همزمان با اروپا عرضه شد.نخستين استوديوي موسيقي الكترونيكي در ژاپن به سال۱۹۵۵ تأسيس شد. موسيقي استروينسكي، مسيان و جان كيج در ميان مخاطبان ژاپني در دهه شصت قرن بيستم بسيارمتداول بود.

مؤخره
در دهه هاي شصت و هفتاد قرن بيستم، ژاپني ها كه بطور جدي به دنبال رشد بالاي اقتصادي بودند در عرصه بين المللي با لقب موهن «حيوان اقتصادي» به ديده تحقير نگريسته مي شدند. در طول اين سالها اغلب ژاپني ها شيفته دستيابي به تمدن غربي و روشنفكران سرگرم ترجمه جديدترين انديشه هاي غربي و پيروي از آخرين گرايشات هنرهاي غربي از جمله موسيقي بودند. در واقع در آن دوران تنها عده قليلي به موسيقي آسيايي توجه داشتند. براي موسيقيدانان گردشگر غربي، ژاپن يكي از بهترين بازارها براي كنسرت و بهترين مشتري سي دي هاي آنها شد. هزينه سنگين نقل مكان كامل يك كمپاني اپرا (شامل اركستر بزرگ و همسرايان) از اروپا به ژاپن براي اجراي يك كنسرت عظيم، با فروش وروديه هاي گران و حيرت انگيز كاملاً جبران مي شد (براي مثال قيمت يك بليت يك نفره براي يك شب اپرابه پول امروز ايران حدود ۲۴۰۰۰۰ تومان و تماشاي رسيتال پيانو ولاديمير هوروتيز ۱۵۰۰۰۰تومان بود.)
در دهه ۱۹۸۰ ژاپن به اوج رشد اقتصادي خود رسيد. اينك ژاپني ها كمي بيش از پيش از نظر مصالح فرهنگي غني تر شده بودند. آنها از اوقات فراغت خود لذت مي بردند. آنگاه براي نخستين بار پس از جنگ جهاني دوم ژاپني ها توانستند اطراف خود را بهتر بنگرند. آنان كشف كردند كه ژاپن سرزميني آسيايي است و نيز به ارتباط طولاني تاريخي و پيوستگي نزديك فرهنگي خويش با ديگر همسايگان آسيايي پي بردند. قابل ذكر است كه در اين دوران ميل شديدي به موسيقي آسيايي و آفريقايي در حوزه موسيقي عامه پسند ميان قشر جوان ژاپني به وجود آمد. البته آنان تحت تأثير گرايش به «موسيقي جهان» در موسيقي پاپ غربي دهه ۸۰ قرن بيستم بودند. به هر حال برخي موسيقيدانان با استعداد ژاپني به ابراز خلاقيت خويش در تركيب عناصر گوناگون بويژه آسيايي (و آفريقايي) با موسيقي غربي آغاز كرده اند.
اين حوزه ، به نظر من اكنون پيوسته گسترش مي يابد و در آينده نزديك به جريان بزرگي در موسيقي آسيا بدل خواهد شد. اگر امروز به هر يك از فروشگاههاي آثار صوتي در ژاپن برويد و محصولات آنها را مرور كنيد، بي ترديد صدها سي دي و ال دي خواهيد يافت كه عنوان آنها «پاپ آسيايي» است.

نویسنده: گن ايچي تسوگه

ترجمه: فرهود اميراني

منبع: روزنامه ایران، شماره ۲۰۵۲ – سال هشتم – سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۰

Releated Post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *