هرمز فرهت

هرمز فرهت در سال ۱۳۰۷ در تهران متولد شد. وی از دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌آنجلس (UCLA) در رشته موسیقی لیسانس گرفت؛ سپس دررشته آهنگسازی کالج میلز در رشته آهنگسازی نزد داریوس میو آموزش دید و در نهایت از یو.سی.ال.ای دکترای موسیقی‌شناسی دریافت کرد.
وی در سال ۱۳۳۶ در طول پژوهش‌های خود برای دریافت دکترای موسیقی‌شناسی، با استفاده از بورس بنیاد فورد به ایران آمد و نزد حسین صبا (سنتور) و نصرالله زرین‌پنجه (سه‌تار) با موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا شد. پایان‌نامه دکترای هرمز فرهت با عنوان «مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» سالها بعد، در ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در بریتانیا به چاپ رسید. برگردان پارسی این کتاب نیز به کوشش مهدی پورمحمد در تهران منتشر شده است.
هرمز فرهت در سالهای پایانی تحصیل در ایالات متحده، مدتی دانشیار دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌آنجلس بود. پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ مدیر بخش موسیقی دانشگاه تهران و در سالهای بعد، سرپرست موسیقی جشن هنر شیراز، نایب رییس دانشگاه فارابی، استاد دانشگاه تهران و … بود.
نوشته‌های فرهت در همان دوران در نشریات فرهنگی در تهران مانند مجله موسیقی به چاپ رسید. وی در همایش‌های گوناگون به عنوان سخنران درباره موسیقی ایرانی شرکت کرده است و نوشته‌هایش در نشریات جهانی مانند «فرهنگ موسیقی گروز» و «دانشنامه ایرانیکا» به چاپ رسیده‌اند. وی از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵ رییس دانشکده موسیقی دانشگاه دوبلین بود و اکنون دوران بازنشتگی خود را در ایرلند می‌گذراند.
وى در سال ۱۳۳۲ از دانشگاه كاليفرنيا، ليسانس و در سال ۱۳۳۴ از دانشگاه ميلز در سانفرانسيسكو فوق ليسانس گرفت. او می‌گويد: «در اين دوره بود كه توجهم به رشته جديدالتأسيس اتنوموزيكولوژى جلب شد. در اين رشته، مطالعه و پژوهش روى موسيقى هاى غير كلاسيك اروپايى متمركز است. بعد از مدتى مطالعه روى موسيقى در فرهنگ هاى گوناگون، توجهم بر موسيقى ايرانى معطوف شد و علاقه مند شدم درباره موسيقى موطن خود به تحقيق بپردازم. دريك بررسى جامع به اين نتيجه رسيدم كه پژوهش روى موسيقى ايرانى بايستى در ايران صورت بگيرد. چون درآن زمان ( سالهاى ۱۹۵۰ ميلادى يا دهه ۱۳۳۰ شمسى) هيچگونه مرجع تحقيقاتى يا نشريات معتبر در اين زمينه در خارج ايران وجود نداشت. خوشبختانه طرح تحقيقاتى من مورد تأييد دانشگاه كاليفرنيا قرارگرفت و مؤسسه بنيان فورد نيز با اعطاى يك بورس تحقيقاتى، حمايت و تأمين مخارج نمود تا به ايران باز گردم و به مطالعات لازم بپردازم.»
هرمز فرهت در سال ۱۳۳۶ به ايران بازگشت. به تحقيق، او اولين اتنولوگ ايرانى بوده است. در بازگشت، زمينه تحقيقاتش را روى موسيقى سنتى شهرى متمركز كرد. مطالعه او هم علمى و هم عملى بود. خاطره نگارى زيبايى كه از اولين و آخرين ديدارش با استاد ابوالحسن صبا درمجله موسيقى (بهمن ۱۳۳۶ – يادواره صبا) در دست است، مربوط به همين دوران است.
دكتر هرمز فرهت، تحقيقات خود را در موسيقى شهرى ايرانى ادامه داد، در سال ۱۳۳۸ (۱۹۵۹ م) به آمريكا بازگشت و روى مواد و مصالحى كه به صورت نوار و نت گردآورى كرده بود، به تجزيه و تحليل پرداخت. در سال ۱۳۴۰ (۱۹۶۱) در دانشگاه لانگ بيچ به سمت استاديار و در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴) در دانشگاه يو.سى.ال.اى به سمت دانشيار استخدام شد. در سال ۱۳۴۴ (۱۹۶۵) رساله دكتراى خود را ارائه داد و به اخذ درجه دكترى نائل شد. در اين سال، اولين دپارتمان موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا (دانشگاه تهران) تأسيس شده بود. اما دكتر فرهت، سه سال بعد از اين، به ايران آمد تا با استفاده از فرصت مطالعاتى دانشگاه يو.سى.ال.اى درباره نقش موسيقى در مراسم تعزيه تحقيق كند. تصميم او براى اقامت شش ماهه در ايران تبديل به تصميم اقامت دائم شد.
همچنين رياست دپارتمان موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا و معاونت هنرى دانشگاه تازه بنياد «فارابى» را نيز قبول كرد و در تمام اين سمت ها، با جديت و كاردانى مثال زدنى، به كار پرداخت. همراه اين فعاليت هاى وقت گير در سمت استاد نيز به تدريس اشتغال داشت و آهنگسازى را نيز به عنوان مشغله صرفاً هنرى خود دنبال مى كرد. موسيقى متن به ياد ماندنى فيلم «گاو» به كارگردانى داريوش مهرجويى از يادگارهاى اين سال هاست. همچنين تعدادى برنامه هاى تلويزيونى كه در همان سال ها از او ضبط شده است و تعدادى مقاله قابل توجه در مجله موسيقى (ارگان اداره هنرهاى زيبا) مجله موزيك ايران و مجله رودكى؛ و نيز ترجمه كتاب «كنتر پوان» نوشته كنت كنان كه انتشارات دانشگاه تهران آن را چاپ كرد. در بين موسيقيدانان و موسيقى شناسان ايرانى، شخصيتى با چنين تنوع علايق فرهنگى و وظايف هنرى – ادارى كم نظير بوده است. خود او با فروتنى در اين باره گفته است: «من مى دانم اگر هموطنانى هستند كه از من نامى شنيده اند بيشتر در رابطه با فعاليت هايم در زمينه موسيقى بين المللى و آهنگسازى بوده كه كاملاً بجاست. از طرفى آن بخش از زندگى حرفه اى اينجانب كه با موسيقى ملى آميخته است كلاً شناخته شده نيست، اين سه علت دارد: اول اين كه بيشتر عمرم در خارج از ايران گذشته است. دوم اين كه نوشته هايم در زمينه موسيقى ملى كلاً به انگليسى بوده و در خارج از ايران به چاپ رسيده است. سوم اين كه به رغم آشنايى عملى كه با دو ساز ايرانى (سه تار و سنتور) دارم كارم نوازندگى و خوانندگى نيست. مردم عموماً مجرى موسيقى را مى شناسند و براى بسيارى، موسيقى شناسى جدا از خوانندگى يا نوازندگى مفهوم زيادى ندارد.» البته امروز مفهوم «موسيقى شناس» براى اهل موسيقى بسيار شناخته شده تر است تا زمانى كه دكتر فرهت در ايران مى زيست. اگرچه هنوز هم فردى با معيارها و استانداردهاى او به زحمت پيدا مى شود و هنوز هم كمتر كسى با او قابل مقايسه است
اثر برجسته پروفسور هرمز فرهت كه به فارسى هم ترجمه شده، «دستگاه در موسيقى ايرانى» است. در اين تحقيق، وى ساختار فواصل، انگاره هاى ملوديك، مقام گردى و بداهه سازى ها و دستگاه را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و همچنين مكتب آهنگسازى بر مبناى دستگاه ها را به عنوان قسمتى از رپرتوار كلاسيك در ساليان اخير به موسيقى سنتى افزوده شده را مورد بررسى قرار مى دهد. اين كتاب به سعى صادق آقاى مهدى پور محمد به فارسى ترجمه شده و متن ترجمه نيز از زير نظر و قلم پروفسور فرهت گذشته است. مؤلف در مقدمه به نكته اى مهم اشاره دارد: «بايد اميدوار باشم كه خواننده محترم اين كتاب را بدون پيش داورى بخواند و آنجايى كه مطالب آن با عقايد متداول شده مغايره دارد، به استدلالى كه شده توجه كند. البته استدلال مى تواند از ديد خواننده نادرست آيد. اين نويسنده مدعى نيست كه به حقيقت مطلق دست يافته است. تحقيقاتى كرده ام، تجزيه و تحليل هايى نموده و نتيجه هايى به دست آورده ام كه توضيح داده ام. در غايت امر، خواننده محترم بايد بداند كه مبانى نظرى موسيقى يا آنچه كه تئورى موسيقى مى گوييم، يك «علم دقيقه» نيست. هيچ فرهنگ موسيقى در هيچ جاى جهان با قرار و قانون و تئورى آغاز نگرديده است. تئورى موسيقى، اصولى است كه محقق بتواند از راه بررسى عمقى از واقعيت صوتى در آن بيايد و تدوين كند و آنوقت بگويد مبانى اين موسيقى چنين است، اين نظم ها را در برمى گيرد و احياناً اين گونه بى نظمى ها در آن يافت مى شود. درستى يا نادرستى اين يافته ها و نتيجه گيرى ها، دقيقاً با شيوه بررسى و پشتوانه فرهنگى و علمى پژوهشگر در ارتباط خواهد بود.
پروفسور هرمز فرهت در آغاز تابستان ۱۹۷۹ (۱۳۵۸)، ايران را ترك كرد و براى تدريس و آهنگسازى به كشورهاى مختلف رفت و به عنوان استاد مدعو در دانشگاه بلفاست مشغول شد. سه سال بعد به مقام استاد و رئيس دپارتمان موسيقى دانشگاه دوبلين (پايتخت ايرلند) رسيد و در سال ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) بازنشسته شد ولى به عنوان «امرتيوس پروفسور» هنوز در آن دانشگاه مشغول به كار است. متأسفانه قدر و مقام او در ايران چندان شناخته نشده و موسيقيدانان ايرانى از آثار صوتى او چيزى در دست ندارند. در حالى كه او هنوز هم از معتبرترين چهره هاى دانشگاهى – هنرى ايران در سراسر جهان موسيقى شناسى است. متأسفانه اطلاعات مربوط به زندگى او نيز در حدى ناچيز و مربوط به سال ۱۳۳۷ است. او با طنزى تلخ و ظريف، خطاب به مهدى پورمحمد ترجمه كتابهايش از انگليسى به فارسى در نامه اى نوشته: «منبع اصلى همه كتابها و مقالاتى كه اشاره اى به اينجانب داشته اند، كتاب «تاريخ موسيقى» اثر آقاى عزيز شعبانى به سال ۱۳۵۱ بوده است و آنچه كه آقاى شعبانى در كتاب خود آورده از يك مقاله مجله موزيك ايران كه در سال ۱۳۳۷ منتشر شده، نقل گرديده است. حال مى بينيم كه ۲۵ سال ديگر هم گذشته و مطابق آنچه كه شما مرقوم داشته ايد، آقاى مهدى ستايشگر هم بر من منت گذارده و در كتاب خود مطلبى از شرح احوالم آورده است (ماهنامه موسيقى ايران زمين، صفحه ۴۲۷ – ۴۲۶) ولى ايشان هم همان مطالب چهل سال پيش را نقل كرده است. گويى اينجانب در سال ۱۳۳۷ مرده و يا از آن زمان در حالت اغما به سر مى برم»!!

برداشت «دستگاه» در موسيقى ايرانى،
مقالات در دايرة المعارف گرووز و…
آثار
– «راپسودی مازندرانی» (برای ارکستر)
– «سه مینیاتور ایرانی» (برای پیانو)
– «کنسرتو برای کلارینت و ارکستر»
– کوارتت زهی

موسیقی فیلم

* ۱۳۵۳ – دایره مینا
* ۱۳۵۱ – آرامش در حضور دیگران
* ۱۳۵۱ – پستچی
* ۱۳۵۱ – صادق كرده
* ۱۳۴۹ – آقای هالو
* ۱۳۴۸ – گاو
* ۱۳۳۷ – جنوب شهر

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *